يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

86

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

را بگرفت - و سلطان را بر زمين زد و خنجر در سينهء مبارك چنان زد كه سلطان شهيد از دار فنا بدار بقا رحلت نمود - چون آن حرام‌خوار كار آن پادشاه پاك‌اعتقاد را تمام ساخت خود بر تخت سلطنت بنشست - و سلطان ناصر الدين خود را خطاب كرد و زن سلطان را در حبالهء خويش آورد « 1 » و اين واقعه « 2 » در پنجم ماه ربيع الاول در سنه عشرين و سبعمائه بود * * بيت * شد خارخار بسترِ آن شخصِ نازنين * كآزار مىرسيد ز ديبا و ششترين « 3 » مدت ملك سلطان قطب الدين چهار سال و چند « 4 » ماه بود و اللّه اعلم بالصّواب « 5 » * ذكر سلطان ناصر الدين خسرو خان ناصر الدين خسرو خان از بندگان علائي بود - در عهد طفوليت خسرو خان و برادر او از نهب مالوه بر دست لشكر « 6 » اسلام اسير گشته - و ميان بندگان خاص جمع آمده در عهد سلطان قطب الدين مرحوم قربت و احتشام و اختصاص « 7 » گرفت و نايب مملكت گشت - چون در اصلش خطا بود در عقلش نقصان - صواب كار خويش درين « 8 » كار ناصواب ديد - و كمال « 9 » كفران نعمت ورزيد * * ابيات * درختى كه تلخ است « 10 » او را سرشت * گرش در « 11 » نشانى بباغِ بهشت ور از جوى خلدش بهنگام آب * به بيخ « 12 » انگبين ريزى و شيرِ ناب

--> ( 1 ) آورد up to و زن M . omits from ( 2 ) B . omits در پنجم ماه ربيع الاول ( 3 ) M . ششترش ( 4 ) M . چهار سال و دو ماه و يازده روز بود ( 5 ) M . omits و الله اعلم بالصواب ( 6 ) B . omits لشكر ( 7 ) M . احتشام گرفت ان مملكت ( 8 ) M . درين ديد ( 9 ) M . بكمال ( 10 ) M . تلخ آمد ( 11 ) M . برنشاني ( 12 ) M . همه انگبين